X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

می دونستی...

یکشنبه 14 خرداد 1391 ساعت 02:11 ق.ظ


می دونستی که چشمات شکل یه نقاشیه که تو بچگی می شه کشید...

می دوستی که توی چشمای تو رنگین کمون رو میشه دید!

می دونستی؟ یا نه!

برچسب‌ها: اشعار، می دونستی، چشمات
نظرات (15)
دوشنبه 22 خرداد 1391 ساعت 02:13 ب.ظ
ما آپیم !
منتظر نظرات با ارزشتون‏!‏
امتیاز: 0 0
دوشنبه 22 خرداد 1391 ساعت 01:57 ب.ظ
سلام
خوبین؟
ما آپیم‏!دوست داشتید بیاین‏!‏
امتیاز: 0 0
شنبه 20 خرداد 1391 ساعت 06:51 ب.ظ
khub manam dost dashtam hamash onja basham.ama zendegi to khune ke rahat tare ja khab dari hamum khub.vasayel khub.onja vali khube vase ertebat ba khoda vase hamin dosesh daram.say mikunam to khune ham mesle onja ertebatam ro hefz koun bash
امتیاز: 0 0
شنبه 20 خرداد 1391 ساعت 06:48 ب.ظ
salam e addres eshtebah zadam bebakhshid.asabani nashid kho
امتیاز: 0 0
شنبه 20 خرداد 1391 ساعت 12:27 ب.ظ
اول چه خوبه که تو بچه گی آدم نقاشی به این خوبی داشته باشه ولی میدونم که زلالی نقاشی های بچهگی هرگز تکرار نمیشن دوم اینکه ممنون که جواب کامنتمو گذاشتید - من ۱۸ ساله ازدواج کردم وهرسال احساس میکنم که زندگی برام جالب تر و جذاب تره و هرگز رنگ عادت و کهنگی نگرفته سعی کنید همیشه چیزی برای جلا دادن به ارتباط عاطفیتون داشته باشین تا هر لحظه خودتونو خوشبخت تر از قبل احساس کنین که این احساس حتما مسری خواهد بود و امواج اون اطرافتونو آکنده از عشق می کنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون از حضورتون.
راستش باهاتون موافقم که نقاشی (نگاه و دیدگاه) بچه‌ها خیلی پاکتر و زلال‌تر از ما آدم بزرگاست. اما با تکرار نشدنشون نه!
خود من متأسفانه جز آدم‌های منطقی جامعه هستم. واسه همین برای مقابله با مشکلات همیشه دنبال راه حل هستم.
درسته که بچه‌ها پاک‌تر و زلال‌تر اند ولی بزرگترا نه، اما میشه حس و نگرش بچگی رو تو ذهن تداعی کنیم.
خود من چندین سال پیش استارتش (دست به کار) رو زدم و سعی کردم از رفتار بچه‌ها و بچگی خودم الهام بگیرم. آخه می‌دونم یه بچه هیچ‌وقت از دست مامانش ناراحت نمی‌شه. حتی اگه کتکش هم بزنه بازم به دامان مامان پناه می‌بره، چون مامانشه و دوستش داره و هیچ‌وقت دنبال یه مامان دیگه نمی‌گرده.
واسه همین در حالی که 25 ساله شدم و تا جایی که ممکنه با مشکلات به صورت منطقی رفتار می‌کنم اما در کل مثل بچه‌ها هستم.
هیچ‌وقت هیچ‌چیز برام کهنه و تکراری نمی‌شه و همیشه عاشقشونم.
حافظه‌ام هم خیلی قویه و همین حافظه قوی باعث شده، همیشه، روز اول اشنایی رو به یاد بیارم و همیشه همون حس رو دارم.
حتی گه گاهی این حس خیلی تشدید میشه.
راستش رو بخوایین، منطقم حکم می‌کنه، باید داشته‌هامو دوست بدارم، چون اگه از دستشون بدم، اولین کسی که آسیب می‌بینه خودم هستم. پس خواه ناخواه همیشه بهشون احترام می‌زارم (چه خانمم و چه اطرافیان). حالا خوشبختانه اون حس بچگانه هم بهش اضافه شده و دیوانه وار و بدون هیچ ریایی دوستشون دارم.
خود همین رفتار، باعث میشه هر روز و هر لحظه، رابطه‌مونو جلا بده.
شنبه 20 خرداد 1391 ساعت 12:15 ق.ظ
slm.khubid?sry dir amadam.be zeynabe aziz begid babate dosteshon moteasefamkhuban enshala?che upi man che qad in taranaro dost dashtam
امتیاز: 0 0
جمعه 19 خرداد 1391 ساعت 11:01 ب.ظ
هردوتاییمون دست به قلمیم!
بعضی یعنی بیشتر متنامونا باهم مینویسیم‏!‏
منطقی بودن خیلی خوبه اما منطقی بودن با بی احساس بودن تفاوت زیادی داره !آدم باید هردو خصوصیت را داشته باشه کنار هم
راستی این دست به قلم آدما یاد دست به عصا میندازه ربطی نداره ها ولی گفتیم که گفته باشیم
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 18 خرداد 1391 ساعت 10:08 ب.ظ
آره ماهمیشه یه حس را داریم میدونین چرا؟چون عاشق همیم و دوست نداریم مخالف نظر هم باشیم‏!اگه هم 1‏_شکلک گذاشتیم معنی خاصی نداره چون ما برای همیشه باهمیم‏!‏
درباره اون کمبود !مارفتیم سراغش با نوشته هامون
یه دستی به قلم داریم‏!‏
اما درکل آدمای شادی هستیم
خداراشکر‏!‏
برامون دعاکنید
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 18 خرداد 1391 ساعت 02:55 ب.ظ
سلام وب خیلی باحالی داری . ممنونم که سری به وب من زدی من هم شما را لینک کردم . باز هم می گویم وب خیلی عای داری .
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 17 خرداد 1391 ساعت 03:16 ب.ظ
سلام.
وقت کردی یه سر بهم بزن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اومدم. مطلب جدید رو هم خوندم. اما بدیل حساس بودن متن، نتونستم همون لحطه کامنت (نظرم) رو بدم. آخه باید یکی دو بار دیگه با دقت بخونم بعد کامنت می‌ذارم. عادت ندارم نخونده و سرسری کامنت (نظر) بذارم.
چهارشنبه 17 خرداد 1391 ساعت 10:29 ق.ظ

سلام مسلم جان

وبلاگت با مطالبش توپ و حرف دل هر کسی هست
اگه دوست داشتی پیام بگذار برای تبادل لینک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
با افتخار لینکیدمتون
اگه باور ندارید یه سر به لینک دوستام بنداز...
سه‌شنبه 16 خرداد 1391 ساعت 06:17 ب.ظ
سلام
می دونستی یا نه....؟
زیبا بود.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اوایل نه...
سه‌شنبه 16 خرداد 1391 ساعت 09:03 ق.ظ
سلام...تبریک میگم روز پدر و مرد رو به شما....وهم چنین میلاد پربرکت حضرت امیر را

شعر زیبایی بود....الان یادم اومد کی خوندش

موفق باشید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اسمش رو نیاری ها...
آخه بلاگم رو فیلتر می‌کنن.
بلاگم فیلتر بشه میام و مقابله به مثل می‌کنم
دوشنبه 15 خرداد 1391 ساعت 08:45 ب.ظ
اول شدیم یا نه؟
مطلب زیبای بود!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
البته که اول شدین...
دوشنبه 15 خرداد 1391 ساعت 08:39 ب.ظ
سلام
چه باحال که قبلا از اسمتون خوشتون نمی اومد‏!اما به نظرمون اسم زیبایی هست‏!‏
چون آدمایاد مسلم بن عقیل میندازه
گفتین انگار ما یه غمی تو نوشته هامون هست؟
میشه بگین چه غمی منظورتونه؟
برامون مهمه نظرتون ممنون میشیم جواب بدید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوشم می‌آد شما دوتا همیشه یه احساس دارین.
ندیدم یه روز یکی تون اینجوری باشه و اون یکی اینجوری باشه یا حد اقل اینجوری
راستی هر وقت یه شکلک گذاشتین یعنی اینکه یکی‌تون رفت یه جایی و حضور ندارن!؟
آره راست می‌گین، اما من اون موقع زیاد مسلم رو نمی‌شناختم. بعدش که شناختم زمان برد تا از اسمم خوشم بیاد
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد